روزنامه های اصلاح طلب به دلیل شناخت ضعیفی که از دین و دینداری دارند و عملا ورودشان به فضای سیاسی با غلبه «هیجان» بر «عقل» آغازشده است، هیچ گاه نتوانسته اند درک درستی از مباحث دینی و ارزشی را منتقل کنند.
این روزنامه ها هرساله با آغاز ماه محرم، ماه عزای اباعبدالله با قرائت هایی ناشناخته از قیام اباعبدالله و ترس از انطباق آن با فضای سیاسی روز سعی می کنند منابر و مداحی ها را از موضوع قیام، شهادت و آزادگی خنثی کنند.
جریان اصلاحات که در دوران دوم خرداد، و با محوریت«هیجان» فاقد عقل شکل گرفته روزنامه ها، سعی در تحریف و تضعیف و تخریب قیام عاشورا داشتند. به عنوان مثال در موراد متعددی از قلم فرسایی ها به نام آزادی بیان به تخریب اسلام و کنار زدن تشیع دست زده اند.
مثلا عبدالکریم سروش در همان دوران می گوید:« فرهنگ شهادت، خشونت آفرین است اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود.»، عزت الله سحابی نیز در جای دیگر مدعی می شود:« حتی معصومین(ع) خود به خود بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند.»
بعد از انتخابات 24خرداد و روی کار آمدن دولت حسن روحانی از این دست رفتارها در اردوگاه اصلاح طلبی رونق گرفته است تا آنجا که سال گذشته و در آستانه محرم روزنامه آرمان یادداشتی از سعید حجاریان منتشر کرد. حجاریان در آن یادداشت مدعی شده بود که پس از عاشورا رفتار ائمه عقلایی شده است. وی در این یاداشت می نویسد: «آیا ما مکلف به حفظ محمل مادی نیستیم؟ تا زمانی که حفظ اندیشه اوجب واجبات بود و این یعنی فرهنگ عاشورایی. از زمانی دیگر به این نتیجه رسیدیم که باید نظام را حفظ کنیم و این ظرف باید باشد تا آن مظروف باقی بماند. آن مظروف بدون ظرف کاری از پیش نمیبرد. فکر میکنم در پایان جنگ ما به این نتیجه رسیدیم؛ پذیرش قطعنامه 598 در این زمینه یک نقطه عطف مهم است. در فرهنگ اربعین حفظ نظام اصل است و دیدگاههای معتقد به بقا و توسعه نظام رشد میکند و گسترش مییابد. بعد از شهادت خود امام حسین(ع) در تشیع هم همین اتفاق افتاد. یعنی بعد از اربعین، ائمه به تربیت شاگرد و تدارکات سیاسی پرداختند و جهتگیری حرکتها بر مبنای محاسبات عقلانی صورت گرفت. استراتژی بقا ملزومات خویش را دارد. امام تا قبل از انقلاب حرکتهای عاشوراگونه زیاد داشت. امام(ره) عارف پس از انقلاب کمکم در یک تحول فرهنگی فقیهی پیشتاز میشود و فقاهت او دوباره قدرت میگیرد و ولایت مطلقه فقیه مطرح میشود.»
سال گذشته و در بحبوحه جمله عجیب رییس جمهور در زنجان که گفته بود: کربلا درس مذاکره است!، روزنامه های اصلاحات سعی کردند با رفتارهایی حمایتی از این جمله به تفسیر وقرائت های خودخواسته بپردازند. این هماهنگی سازماندهی شده در باره تفسیر غلط از صلح امام حسن (ع) و در آستانه توافق شدت گرفت.
در یکی از این اقدامات حمایتی رهامی فعال اصلاح طلب نیز در یکی از منابر هیئات اصلاح طلب گفته بود: ائمه (ع) در هیچ کدام از این مبارزات و جنگ ها نیستند و در این جهادهای مسلحانه (پس از عاشورا) نقش ندارند. ما در هیچ کجای تاریخ نمی بینیم که امام باقر(ع) و یا امام صادق (ع) در یکی از این مبارزات شرکت داشته باشند و حتی دیده شده که در برخی از نمازجمعه ها هم شرکت می کردند. استراتژی آنها چه بود؟...ائمه معصومین ما برخلاف تعبیر دیگر شیعیان از مسلمین زمان واقعه عاشورا که آنها را به دو دسته اکثریت یزیدی و اقلیت امام حسینی تقسیم میکنند؛ معتقدند اینگونه نیست که هزاران مسلمان آن دوران که در مناطق مختلف بلاد اسلامی میزیستهاند همگی در اثر تبلیغات بنی امیه یزیدی شده بودند. هنگامی حاکمیت با خشونت عریان خود هزینه دینداری را در میان مسلمانان بالا میبرد تا جایی که راهی جز مرگ برای آنان در برابر دینداری واقعی باقی نمیگذارد؛ تعداد این افراد به اقلیتی چون 72 تن واقعه عاشورا میرسند.
روزنامه های اصلاحات که از تطبیق قیام عاشورا با دوران فعلی و شناختن «شمر زمانه» هراس دارند، با حمله به هیئت های سیاسی سعی دارند آنان را از مفهوم شهادت خنثی کنند.
در همین راستا روزنامه آرمان چندروز پیش با حمله به یکی از مداحان معروف می نویسد: «هرچند که بیان اظهارات سیاسی از تریبونهای خاص مسبوق به سابقه است و مداحانی مانند حاج منصور ارضی و سعید حدادیان و دیگرانی با گفتههای سیاسی باعث در گرفتن اظهارات و مباحثی شدهاند، اما شاید حکایت امسال با همیشه کمیمتفاوت باشد...آنها برای رونق منابرشان شخصیتهای سیاسی را چاشنی میکنند و محبوبیت هر یک از آنها در میزان به کار بردن نامشان دارای اهمیت است مثلا اکنون که ظریف در مرکز توجه است میتوان از او انتقاد کرد.»
روزنامه بهار نیز که سابقه توهین به موضوع «غدیر» را در کارنامه دارد، می نویسد: « حال چند سالی میشود هرجا صحبت از سیاسی کاری، دخالت در امور سیاسی و توهین و افترا به افرادی است که در جناح مقابل قرار دارند، نام حاج منصور ارضی و حسینیه صنف لباسفروشان میدرخشد»
با این همه تفاسیر و تعبیرهای غلط و با وجود گذشت یکسال هیچ کدام از علما موفق به پاسخگویی و ایستادن در مقابل این شبهه افکنی ها نشدند. صدا و سیما و سازمان تبلیغات و نهادهای دیگر نیز آن طور که باید جواب این شبهات اعتقادی از جمله رییس جمهور تا مقاله های روزنامه های اصلاح طلب را ندادند تا اینکه بعد از گذشت یکسال این شبهه افکنی ها از «صلح امام حسن(ع)» تا «قیام امام حسین(ع)» رهبر معظم انقلاب خود شخصا گره گشایی کنند. ایشان در یکی از دیدارهای اخیرشان درباره این موضوع می گویند: وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکرهی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلانکس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشاندهندهی سهلاندیشی است، نشاندهندهی نرسیدن به عمق مسئله است. اینجور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و سادهاندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابنسعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکرهی به معنای امروزی نیست؛ مذاکرهی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابنسعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف] این بود؟ تاریخ را اینجور میفهمید؟ زندگی ائمّه را اینجور تحلیل میکنید؟



